برچسب: نویسنده: سارا محمدی تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 16:31
برچسب: نویسنده: سارا محمدی تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 16:31
دارم کم کم به نقطه ایی از زمان میرسیم که باید نقطه امن دنیا رو ول کنم و بازم برم تو دل زندگی.
داشتم فک می کردم به این که چرا برای تحصیلات عالیه شهر خودم رو ول کردم
که به چمدان رسیدم
بله عینجانب عاشق چمدان بوده ام و هنوز هم هستم ، اصلا جذاب ترین اختراع بشیریت ه این چمدان مخصوصا صورتی :)
و همین یک فقره باعث شد بنده برم یک شهر دیگه و چه بسا تا آخر عمر به عشق کشیدن چمدون چرخ دار یکجا نشین نشم
برچسب: نویسنده: سارا محمدی تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 16:31
برچسب: نویسنده: سارا محمدی تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 16:31
برچسب: نویسنده: سارا محمدی تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 16:31
برچسب: نویسنده: سارا محمدی تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 16:31
برچسب: نویسنده: سارا محمدی تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 16:31
بین خواستنت از خدا و نخواستنت درگیرم
بین صلاح خودش و اون چیزی که من می خوام درگیر ام
لعنتی
متاسفم که تنها کسی هستی که منجر به آریتمی من میشی
اگر این جوری نبود خیلی راحت تر تصمیم می گرفتم
متاسفم از این که این قدر با حماقت غرورت رو شکستم
بابت همه چیز متاسفم
کاش برگردی((>﹏<)
برچسب: نویسنده: سارا محمدی تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 15:53
امروز با خیالت بازی ها کردم
برایت دست تکان دادم
لبخند زدم
و ابروهایم از شوق دیدنت از هم دور شدند
میدونم مسابقهه داری
امیدوارم موفق باشی
دلم به دوست داشتنت خوشه
برچسب: نویسنده: سارا محمدی تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 15:53
نفس عمیق و خون سرد
خون سرد
خون سرد
و میدانی
:) لبخند تلخ
بابا رو نگاه می کنم و زل میزنم به چشماش بلکه بتونه از اعماق قلبم با خبر شه
برچسب: نویسنده: سارا محمدی تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 15:53